|
به نام خداوند ويروس و گارد |
|
۰۹ تير ۱۳۸۷ |
كنـون رزم ويـروس و رستم شنو . . . دگـــرها شنيــدستي اين هـم شنـو كـه اسفنـديـارش يكـي ديسك داد . . . بگفتـا بــه رستم كــه اي نيكــــزاد در اين ديسك باشد يكي فايل ناب . . . كه بگــرفتم از سـايت افــــراسياب چنيــن گفت رستـم بـه اسفنـديـار . . . كه مـن گشنمـه نـون سنگك بيـــار جوابش چنين داد خنــدان طــرف . . . كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف برو حال مي كن بدين ديسك هان ! . . . كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن تهمتن روان شـد سـوي خانـه اش . . . شتابـان بــه ديـــدار رايــانــه اش چـو آمـد بـه نزديـك ميني تاورش . . . بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت . . . مران ديسك را در درايوش گذاشت نكـرد هيـچ صبر و نـداد هيـچ لفت . . . يكـي ليست از روت ديسكت گـرفت در آن ديسك ديدش يكي فايل بود . . . بــزد انتـــر آنجــا و اجــرا نمــود كز آن يك دمو شد پس از آن عيان . . . ابا فيلــم و مـوزيك و شرح و بيان به ناگـه چنان سيستمش كرد هنگ . . . كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ چـو رستم دگـربـاره ريست نمود . . . همـي كرد هنگ و همان شد كه بود تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد . . . ز بخـت بــد خويش فـــريــــاد زد چـو تهمينـه فـرياد رستـم شنــود . . . بيــامــد كــه ليسانس رايــانه بود بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش . . . وز آن ديسك و بــرنامة خوشگلش چـو رستـم بـدو داد قيچي و ريش . . . يكـــي ديسك بوت ايبل آورد پيش يكـي تول كيت انـدر آن ديسك بود . . . بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود همي گشت تول كيت ، هارد اندرش . . . چـــو كـودك كـه گردد پي مادرش بـه نـاگـه يكـي رمـز ويروس يافت . . . پــي حـذف امضـاي ايشان شتافت چـو ويــروس را نيـك بشنـاختش . . . مــر از بــوت سكتور بــرانداختش يكـي ضـربـه زد بر سر تـول كيت . . . كـه هــر بايت آن گشت هشتاد بيت بـه خاك انـدر افـكند ويــروس را . . . تهمتـن بــه رايــانــه زد بــوس را
|