We have 122 guests online
با ما باشید
با ما باشید
جدید ترین و قشنگ ترین اس ام اس ها و جوک ها در یاهو مسنجر شما !
برای عضویت در این سیستم ID سایت را به لیست خود اضافه کنید .
منوی اصلی
صفحه اصلی
اس ام اس ها
جوک ها
مطالب طنز
ضرب المثل
آفلاین
احادیث
تماس با ما
دوستان - تبادل لینک
راهنمای یاهو مسنجر
تبلیغات
تبلیغات
جوک ها
جوکستان
جوک های غضنفر
جوک های زیبا
جوک جاسم (بنده خدا خسیس )
جوک بنده خدا بی غیرت
لطیفه ملانصرالدین
جوک مردانه (مردان بخوانند)
جوک زنانه (زنان بخوانند)
پیامک ها
تمامی اس ام اس ها
اس ام اس زیبا
اس ام اس سرکاری
اس ام اس نیمه شب
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس فلسفی
اس ام اس تولد
اس ام اس های مناسبتی
اس ام اس تولد امام رضا
خروجی سایت

تبلیغات
صفحه اصلی arrow لطیفه ملانصرالدین

دو کلمه حرف حساب:
1. با توجه به زیاد بودن مطالب این بخش از سایت این مطالب برای شما صفحه بندی شده است . شما می توانید برای دیدن بقیه مطالب این بخش از صفحه بندی که در زیر مطالب گذاشته شده است استفاده کنید .

2. شما می توانید با ستاره دادن به مطالب در انتخاب بهترین مطالب سایت به ما کمک کنید .
لطیفه ملانصرالدین

829
(25 ستاره)
لطیفه ملانصرالدين
روزی ملا از زنش پرسید وقتیکه شخص بمیرد، چگونه معلوم می شود که مرده است؟ زن گفت علامت آن اینست که دست و پایش سرد میشود. پس از چند روز ملا برای آوردن هیزم به جنگل رفت و چون هوا بسیار سرد بود، دست و پایش یخ کرد. سخن زنش را بخاطر آورده با خود اندیشید که مرده است. در حال خود را به زمین انداخته چون مردگان دراز کشید. اتفاقا یک دسته گرگ رسیده خر او را دریده شروع به خوردن کردند. ملا آهسته سر را بلند نموده گفت : اگر نمورده بودم ،به شما می فهماندم خر مردم خوردن چه نتایجی دارد .
828
(21 ستاره)
لطیفه ملانصرالدين
ملا میخواست زن بگیرد. همسایه ها از زنی بسیار تعریف کردند که ملا ندیده عاشق شد. مخصوصا از چشمهای شهلایش بسیار وصف کردند. عاقبت ملا تسلیم شده او را عقد کرد. در شب عروسی خربزه ای خریده به خانه آورد. زن که لوچ بود، به او اعتراض نمود که چرا اسراف کرده و دو خربزه; خریدی؟ ملا فهمید زن لوچ است ولی چاره ای نداشت. در سر سفره به او گفت: این شخص که پهلوی شما نشسته کیست؟ ملا گفت هرچه را دوتا می بینی عیب ندارد، خواهش می کنم من یکی را دو تا نبین.
827
(15 ستاره)
لطیفه ملانصرالدين
پدر ملا ماهی بریان شده به خانه آورد ، ملا نبود. مادرش گفت: خوب است قبل از آمدن ملا ماهی را بخوریم. که اگر او باشد، نمیگذارد به راحتی از گلویمان پایین رود. در این بین ملا در زد. مادرش دو ماهی بزرگ را زیر تخت پنهان کرده کوچکتر را در میان گذاشت، ملا از شکاف در نگاه می کرد، چون وارد شد و نشست، پدرش از او پرسید: پدر جان حکایت یونس را میدانی؟ ملا گفت از این ماهی می پرسیم، بعد سر را جلو برده ، گوش به دهن ماهی بنهاده گفت : این ماهی میگوید در آن زمان من کوچک بودم و این مطلب را از دو ماهی بزرگتر که زیر تخت هستند بپرسید !
826
(15 ستاره)
لطیفه ملانصرالدين
از ملا پرسیدند لباست چرک شده چرا نمی شویی؟ گفت چون دوباره چرک خواهد شد. چرا زحمت بیهوده بکشم ؟ گفتند چه اشکال دارد دوباره هم خواهی شستگفت من که برای لباسشویی خلق نشده ام کار دیگری هم دارم .
825
(15 ستاره)
لطیفه ملانصرالدين
دندان ملا درد می کرد. نزد دندان ساز رفته گفت: دندان مرا بکش. گفت: دو دینار بده ، ملا گفت : یک دینار بیشتر نمی دهم، دندانساز قبول نکرد. ملا ناچار شده دو دینار داد. پس دندانی که درد نمیکرد به او نشان داد. چون آنرا کشید گفت سهو کردم دندانی که دود میکرد دیگری است. آنرا هم کشید. ملا گفت: خواستی از من پول زیادی بگیری اما من از  تو زرنگتر بودم ، ترا گول زه کاری کردم که همان دانه ای یک دینار تمام شد .
114
(19 ستاره)
لطیفه ملانصرالدين
ملانصرالدين بالاي منبر سخنراني مي کرد: هرکس چندتا زن داشته باشه به همون تعداد چراغ تو بهشت براش روشن مي شه. ييهو توي جمعيت، زن خودش رو ديد. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش
Home Page l Jokestan l SMS l E-Mail l RSS 1.0 l RSS 2.0 l ATOM 1.0
  تمام حقوق برای وب سایت پرشیا جوک محفوظ است 1387 -  2008
Copy Right © Persia Jok http://www.persiajok.com