|
جوک ها
|
|
مي گن با لجن جمله بساز : مي گه اين بچه ها با ما لجن ! |
|
|
جوک ها
|
|
يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه رايها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي ميخوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
غضنفر رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. غضنفر يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
حیف نون از روی جوی آب می پره، ازش فیلم می گیرن. فیلم رو روی دور آهسته می ذارن، می افته توی جوی! دور تند می ذارن، می خوره به دیوار! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
غنضفر به نامزدش می گه 4شنبه به 4شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم، بیا 2شنبه به 2شنبه همدیگر رو ببینیم. |
|
|
جوک غضنفر
|
|
از غضنفر می پرسند پتروس که بود؟ می گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار! |
|
|
جوک ها
|
|
شخصی از خیابون رد می شده، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه می کنه. جلو می ره و می گه چی شده عزیزم؟ پسر بچه می گه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد می گه اینکه گریه نداره! بیا این ۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه می ده! مرد می پرسه دیگه چیه؟ بچه می گه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... غضنفر می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه. |
|
|
جوک ها
|
|
بچه به باباش می گه بابا! شما کجا به دنیا اومدی؟ می گه تهران. می گه مامان کجا به دنیا اومده؟ می گه اصفهان. می گه من کجا به دنیا اومدم؟ می گه اهواز. بچه می گه پس ما کجا همدیگه رو پیدا کردیم؟ |
|
|
جوک غضنفر
|
|
به غضنفر می گن تولدت مبارک! می گه: خیلی ممنون تولد شما هم مبارک! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم... (قسمتی از دفترچه خاطرات غضنفر ) |
|
|
جاسم (بنده خدا خسیس)
|
|
جاسم (بنده خدا خسیس ) خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم |
|
|
جوک ها
|
|
كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين دري وريها چيه اينجا نوشته؟! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
غضنفر و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت غضنفر ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف ميكنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! غضنفر ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر! |
|
|
جوک غضنفر
|
|
غضنفر و دوستش دو تا گاو ميخرن، غضنفر به دوستش ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دوستش ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو غضنفر هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دوستش ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي دوستش ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سرغضنفر شاكي ميشه به دوستش ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو! |
|